السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
900
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مىدهد ؟ پژوهشى در حديث اقتدا و دوم : حديث « اقتدا » كه دهلوى در اينجا قرين حديث مدينة العلم آورده است ، از جهت سند و دلالت نزد اهل سنّت نكوهش شده است ، بلكه بعضى از پژوهشگران آنان نص بر ساختگىبودن آن دارند . بحث تفصيلى دربارهى آن در بخش « حديث طير » كتاب ما آمده است . و در اين جا به گفتهى ابنحزم بسنده مىكنيم كه متن آن چنين است : « و نيز روايتى صحيح آمده كه زنى گفت : اى رسولخدا ، آيا ممكن است كه بر گردم و شما را نبينم گويى كه منظورش مرگ بود فرمود : پس نزد ابوبكر برو . و اين نص روشن بر جانشينى ابوبكر است . و نيز اين خبر از نقلهاى ثابت رسيد كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم در بيمارى كه بر اثر آن درگذشت به عايشه فرمود : قصد كردم نزد پدرت و برادرت بفرستم و نامهاى بنويسم و پيمانى برپا دارم تا گويندهاش نگويد : من سزاوارترم . يا آرزومندى آرزو كند ، و خداوند و مؤمنان از غير ابوبكر ابا دارند ، و نيز روايت شده است : و خداوند و پيامبران از غير ابابكر امتناع دارند . پس اين نص روشن است بر اينكه ابوبكر جانشين او بر ولايت امّت ، بعد از او مىباشد . ابومحمّد گفت : اگر تدليس را جايز مىدانستيم و چيزى را كه اگر دشمنانمان به آن دست يابند از شادى به پرواز درمىآيند يا از تأسّف اندوهگين مىشوند به اين سخن روايت شده احتجاج مىكرديم كه : اقتدا كنيد به دو نفرى كه بعد از من آيند ؛ ابوبكر و عمر . ابومحمّد گفت : و ليكن اين سخن صحيح نيست و خداوند ما را از احتجاج به آنچه صحيح نيست حفظ كند . » « 1 » بررسى سندى حديث شير و سوم : حديث شير كه ولىاللَّه نيز آن را آورده از نظر سند ، مورد نكوهش قرار گرفته است ، چون عمدهى اسنادهايش در بخارى است ، و محور همهى آنها ، « ابنعمر » و « حمزةبنعبداللَّه » و « ابنشهاب زهرى » است كه همگى مورد نكوهش و
--> ( 1 ) . الفصل در الملل و النحل 4 / 88 .